شمس سراج عفيف

405

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

كه حضرت شاه و مكنت شهنشاه كه نوشتهء خود را چنانچه بقلم مبارك خويش در كتابت آورده همچنان « 2 » اين نوشتهء خود را بدست مبارك خويش پاره كند - و مسند بظفر خان دهد - چون ملك ساهن و ملك سيد الحجاب به حضرت شهنشاه اهل مثاب آمدند و التماس دستور مستور به حضرت شاه مشهور بازنمودند درين محل آن جهاندار اكمل فرمان فرمود - و برين جمله بازنمود مبادا و عياذا بالله منها كه خانجهان را از مسند معزول كنم - ما ميخواستيم « 3 » كه مرتبهء خانجهان زيادت كردد - و در رتبهء بالاتر شود چون او را خوش نميآيد هم در مسند خود بنشيند - روز ديگر اصحاب بامهارت از فيروزآباد در سالوره آمد حضرت فيروز شاه چون سلاطين صاحب كلاه با اوج جاه آغاز كرد - خانجهان مطلوب ما اين بود تا مرتبهء شما زيادت كردد - و در خاطر شما چيزي ديگر گذشت - درين محل خانجهان چون عاقلان پيش تخت آغاز كرد و الفاظ خجستهء نهفته برآورد - كه من مرتبهء زيادت و پايهء رتبت بىنهايت نميخواهم - من بندهء درگاه را چه كار آيد آن زمان كه من بنده نهالچهء زردوزي متصل تخت باندازم و بنشينم - اگرچه اين همه مراحم در حق بنده مىشود اما بازاريان شهر دهلي من بنده را دران محل كجا بينند - و چه گويند كه حضرت فيروز شاه

--> ( 2 ن ) همچنين * ( 3 ن ) ميخواهيم *